|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:57 توسط مریم و امین ...
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:47 توسط مریم و امین ...
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:5 توسط مریم و امین ...
|
|
||
|
|
|
|
|
من خسته بودم از "ضرورت های موقتی"٬ از "آنجا که همیشه هستیم" . تو آمدی. مردی در "انتهای زمان" . یکسال است که آمده ای و "امین" گشته ای. با آمدنت خود را موجودی یافته ام در "این دنیای بزرگ"٬ ای "در من جاری" ... باز هم برایم از "معنی و عاطفه" بگو.
با تو "بودنم" آن نخواهد بود . مرا در این "آن" های شگفت تنها نکن.
همین. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:28 توسط مریم و امین ...
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:34 توسط مریم و امین ...
|
|
||